close
تبلیغات در اینترنت

زندگی نامه بسیجی شهید حاج داوود زکی زاده



صفحه اصلی :: تماس با ما

زندگی نامه بسیجی شهید حاج داوود زکی زاده

بازدید: 19
دسته بندی: زندگی نامه شهدا,

 

http://upload.tehran98.com/upme/uploads/46a0a281a65ef9c91.jpg

بسیجی  شهید  حاج داوود  زکی زاده

ولادت:1318/7/5 قریه علی9wab9ik80n3gjd7kxyzf.gif

شهادت:1361/4/248ott5ibgzrs00a9ooypf.jpg

عملیات: رمضان

منطقه عملیاتی: کوشک

محل شهادت: پاسگاه زید

نحوه ی شهادت: اصابت تیر به قلب

مسئولیت: آرپی چی زنv7tnm2z9wb8l8uj2uzy.gif

تربت مطهر: حرم امامزاده زیدبن علی(ع) خرمدشت(ده علی)

4p9w3x868f08812nekq.gif

زندگی نامه

4p9w3x868f08812nekq.gif

ولادت9wab9ik80n3gjd7kxyzf.gif

درسپیده دم پنجم مهر ماه سال 1318 نور درخشان مهر دیگری بر آسمان ده علی تابید که هنوز تلالو و درخشندگی آن سالهاست که بر در و دیوار خانه ها خودنمایی می کند. و قلبهای در خواب رفته را آگاه و بیدار می سازد. و درخشندگی آن نه تنها بر خورشید فروزان بلکه بر تاریکی و ظلمت شب نیز غلبه کرده است. آری در این روز به یاد ماندنی شهید گرانقدر حاج داوود زکی زاده در روستای ده علی دیده به جهان گشود. وقتی چشمانش را به این دنیا گشود شاید می دانست که زیاد ماندگار این دنیا نیست و خود را برای ماندن در این دنیای فانی مهیا نساخت. او که اوّلین فرزند خانواده محسوب می شود با آمدنش دیدگان چشم به راه پدر و مادر را روشنی بخشید و با قدومش خانه را نورانی ساخت. و باعث خیر و برکت افزون خانه شد. دوران کودکی را در دامان مادری دلسوز و فداکار گذراند و روز به روز رشد کرد و بزرگ و بزرگتر شد تا به سن نوجوانی رسید.

http://www.pic98.ir/images/x65druulvzfnvklnzi61.gif

دوران جوانی و نوجوانی:

http://www.pic98.ir/images/x65druulvzfnvklnzi61.gif

با رسیدن به سن نوجوانی می بایست راه تازه ای را در زندگی خود آغاز کند و آنهم آموختن و فراگیری علم و دانش بود. کمبود امکانات و دور بودن و فاصله زیاد روستا با شهر سبب شده بود که سطح تحصیلات عامه فراگیران تعلیم و تربیت از سطح ابتدایی بالاتر نباشد. بنابراین شهید عزیز نیز فقط توانست تا در همان سطح ابتدایی دانش آموزی بنماید و از رسیدن به سطوح بالاتر باز ماند. امّا او نشان داد که رسیدن به قلّهای معرفت و عرفان و سعادت فقط در تحصیلات نیست بلکه دلی روشن و ضمیری پاک می خواهد تا جلوه نور خدا را ببینی و به درجات بالا برسی. به هر حال نقطه پایان تحصیلی ایشان همان ابتدایی بود و بعد از ادامه تحصیل باز ماند. در این دوران در تمام امور به خدمت خانواده مشغول بود و در کنار کار از معنویات و کسب فضایل اخلاقی غفلت نمی کرد. فراگیری و خواندن نماز را از همان نوجوانی آغاز کرده بود و در ماه رمضان هم همیشه سعی داشت که تمام ماه را روزه بگیرد.حضور دائمی در مسجد و در نماز های جماعت داشت  ماه های محرم ده علی هنوز خاطره عزاداری ها و سوگواری های او را از یاد نبرده است.در تمام مراسم های مذهبی حضوری فعال داشت احوال پرس همگان بویژه تمامی همسایگان بود. هر کاری از دستش بر می آمد انجام می داد تا رضایت همگان را جلب کند. همه مردم بخصوص سالخوردگان روستا به نیکی از او یاد می کنند همراهی و همکاری با مردم و داشتن روحیه بالای مردم داری و ادب و احترام ایشان در برخورد با مردم چهره ای بسیار عزیز از ایشان در خاطر اهالی ده علی به یادگار گذاشته است. .هرگز کسی را از خودش نمی رنجاند و به همه کوچک و بزرگ احترام می گذاشت

با این که دوران نوجوانی و جوانی خود را می گذراند اما شخصیتی متفاوت از دیگر هم سن و سالان خود داشت. بیشتر دوران عمر کوتاه خود را در دوران طاغوت و همزمان با شروع مبارزات مردمی علیه رژیم ستم شاهی سپری کرد و در این راه لحظه ای آرام و قرار نداشت.مهربانی، سربه زیری و حیا و پاکدامنی از او فردی خدایی ساخته بود.در دوران انقلاب گوش به فرمان ولی و امام خود داشت و لحظه ای خود را از امام و انقلاب جدا نمی ساخت.  شهید حاج داوود زکی زاده، انسانی باخدا، صبور و بردبار، مردم دار وخاکی بود و در مبارزه با مشکلات طاقت فرسای زندگی از توان ایمانی خود به خوبی بهره می برد. احترام به پدر و مادر را بسیار رعایت می کرد وی تا سن22 سالگی به کسب فضایل اخلاقی و پرورش روحیات بالای معنوی پرداخت 

5sxbhppqt6gn1jwhu7fw.gif

ازدواج  و آغاز راهی جدید:

5sxbhppqt6gn1jwhu7fw.gif

رشد جسمی و رسیدن به سن جوانی و بلوغ کامل در کنار پرورش ابعاد معنوی و شخصیتی شهید او را به این خود باوری رسانده بود که دیگر توان اداره کردن یک خانواده مستقل را دارد بنابراین زمزمه هایی را به گوش پدر و مادر رساند که خیال ازدواج را در سر می پروراند و می خواهد زحمت خویش را از دوش پدر و مادر کم کند و این امر را در قالب سخنان خنده آمیز و معنی دار و با شوخی های متعدد به عرض پدر و مادر رسانید.  که او می خواهد متاهل و متعهد به زندگی جدید شود. خانواده ایشان وقتی عزم و اراده او را در تشکیل خانواده دیدند و از توان و روحیّه بالای ایشان در اداره امور مربوط به خانواده اطمینان حاصل نمودند با ازدواج وی هیچ گونه مخالفتی نکردند در این زمان حساس و سرنوشت ساز شهید می بایست سرنوشت سازترین و مهمترین تصمیم زندگی خود را بگیرد و شخصیتی را برای یک عمر همراهی ایشان در زندگی انتخاب کند که از همه نظر و مهمتر از همه از لحاظ ایمان و تقوا هم ردیف با خود شهید و در زندگی مشترک غمخوار و یار وفادار او در تمامی عرصه ها باشد بنابراین باکمال احترام به پدر و مادر و اطاعت پذیری از ایشان و  مشورت خانواده و اقوام، شهید بزرگوار با درایت و فکر و آگاهی و تیزبینی و تیزهوشی بالای خود به قول معروف با یک تیر دو نشان را هدف قرار داد. اوّل آنکه باز هم در این راه به حدیث حضرت رسول اکرم (ص) جامه عمل پوشید و با انتخاب دخترعموی خود به همسری صله رحم را به جا آورد و دوّم هم آنکه شخصیتی را انتخاب کرد که الحق نه تنها در دوران زندگی کوتاه مشترک شان یاری فداکار و همسری غمخوار و مادری دلسوز و مهربان برای فرزندانش بود بلکه هنوز هم پس از سالها از شهادت شهید بزرگوار بهترین مادر برای فرزندان و وفادارترین یار شهید قهرمان مانده است و با همّت و تلاش خود یاد و خاطره شهید را با برگزاری مجالس مختلف زنده نگه داشته است. و این گونه شهید والامقام در سال 1340 دختر عموی خود را عقد نمود. و با ازدواج خویش دین و ایمان خود را کامل و قوی تر ساخت. و قدم در عرصة دیگری از زندگی گذاشت. اما بدلیل فرا خوانده شدن به خدمت سربازی آغاز زندگی مشترک را به بعد از اتمام سربازی موکول کرد.

i77i5sab3l6vzy28gfx8.gif

دوران خدمت سربازی:

i77i5sab3l6vzy28gfx8.gif

در حالی که بسیاری از هم سن و سالان ایشان از انجام خدمت سربازی فرار می کردند و نمی رفتند و دیگران نیز ایشان را تشویق به فرار از خدمت می کردند  امّا هنوز مدت زیادی از ازدواج ایشان نگذشته بود که برای خدمت زیر پرچم فراخوانده شد و می بایست خود را معرفی نماید. دوری دو ساله از همسر و پدر و مادر و محل زندگی هم نتوانست خللی در اراده مستحکم و قوی این مرد خدایی وارد کند و به همراه یکی از دوستان و هم ولایتی ها به نام اصغر زکی زاده (حسن علی) برای انجام خدمت سربازی عازم شدند. آنها ابتدا به حوزه وظیفه کوهبنان مراجعه و ضمن معرفی خود از آنجا به کرمان اعزام شدند تا در این راه تجربیات جدیدی را به آموخته های خود اضافه کنند. از کرمان ایشان را برای پشت سر گذاشتن دوره چهار ماهه آموزش به شهر جهرم شیراز در استان فارس فرستادند هرچند شهید بزرگوار در ابتدا فکر می کرد که با آمدن به شیراز می تواند از زلال معنویت شاه چراغ بهره گیرد و روح خود را با زیارت آرام سازد امّا سخت گیری بیش از اندازه ماموران نظام شاهنشاهی بر سربازان ایشان را در طول این دوره آموزشی از زیارت محروم نمود. در طول دوره آموزشی بنا بر قول دوست ایشان هرچند بسیار سخت می گرفتند و آموزشهای بسیار سختی را پشت سر می گذاشتند امّا شهید کوچکترین گلّه و شکایتی نمی کرد و تمام فکر و ذکرش فراگیری درست و دقیق آموزشها بوده است. پس از اتمام دوره آموزشی تقسیم بندی نیروها انجام و شهید بزرگوار برای انجام ادامه خدمت با دوستش به  استان مازندران فرستاده شد در طول دوران خدمت ایشان در مازندران اتّفاق و حادثه دلخراش زلزله بویین زهرای قزوین رخ می دهد که آنها را برای کمک به قزوین می آورند. دوره سربازی ایشان دوران بسیار جالب و جذّاب و سراسر تجربه و تلاش برای این شهید بزرگوار بوده است  ایشان  پس از اتمام خدمت سربازی به موطن خود ده علی باز می گردد

uvadoz9abh38xwq0fbj.gif

شروع زندگی مشترک:

uvadoz9abh38xwq0fbj.gif

اتمام دوره وظیفه خدمت زیر پرچم و کسب تجربه آمادگی لازم را برای آغاز زندگی مشترک در ایشان فراهم نموده بود بنابراین مدّت ریادی از آمدنش از سربازی نگذشته بود که با حمایت خانواده و فراهم کردن امکانات و شرایط، زندگی مشترک خود را آغاز نمود

حاصل زندگی چند ساله و کوتاه  شهید، 3 فرزند است که خداوند متعال به او  دو دختر و یک پسر عطا کرد. او نه تنها برای همسرش یاری مهربان و مردی توانمند و برای فرزندانش پدری لبریز از عشق و مهر و محبّت و عاطفه در تمامی لحظات زندگی بود بلکه برای همه مردم دلسوز و فداکار و ازخود گذشته و ایثارگر بود که این عشق و علاقه در چهره تک تک مردم هنگام بازگویی خاطرات او و به نیکی یاد کردنش و اشک ریختن شان به یادش به خوبی نمایان است.

6zqa0c0nu2ogsfh91irl.gif

شغل و کار نه ، خدمت به مردم:

6zqa0c0nu2ogsfh91irl.gif

کمبود امکانات و محروم ماندن از تحصیل باعث شد که این شهید بزرگوار به شغل آزاد روی بیاورد تا بتواند مخارج خانواده را تامین کند شهید در دوران کوتاه زندگی با توان و نیروی مضاعف خود کارهای زیادی را انجام داد که تنهاهدفشبنا بر قول اکثر مردم ده علی اوّل خدا و بعد خدمت به خلق خدا و در کنار آن تامین هزینه های زندگی بوده است که این هدف را در انجام معاملات او با مردم به خوبی مشهود است (مراجعه شود به خاطرات شهید) ایجاد مغازه خوار و بارفروشی، خرید و فروش پسته، قصابی ، ایجاد صندوق قرض الحسنه و اداره افتخاری آن به مدّت دوازده سال بدون هیچ چشم داشتی، و خرید امتیاز شرکت نفت و ایجاد جایگاه آن و توزیع نفت جهت رفاه حال مردم را می توان از اقدامات مهم و ماندگار ایشان در طول دوران زندگی کوتاهش برشمرد.

07d6jhiva6vthxsqfcvn.gif

پرواز در حریم کوی یار:

07d6jhiva6vthxsqfcvn.gif

ایمان، اخلاص، عشق، تقوا و پرهیزگاری و خدمت به خلق خدا در زندگی  باعث شد تا خداوند به پاس این همه مجاهدتش او را در حرم امن الهی خود بپذیرد و روح عطشناک او را از دریای رحمت و معرفت خود و پیامبر(ص) و اهلبیتش جرعه ای بنوشاند و او را به حضور در خانه خویش بپذیرد و دعوت نماید. لذا سال 1356 شاهد حضور این شهید عزیز به همراه همسرش در حرم امن خدا مکه معظمه و مدینه منوّره بودیم جایی که آرزوی تمام دلهای خدایست زمستان 56 فصلی به یادماندنی در دفتر خاطرات این شهید گرانقدر است چرا که با حضور در مدینه و توشه گرفتن از معنویات و استشمام بوی عطر قبور غریب ائمّه بقیع(ع) و سر نهادن در کنار ضریح باعظمت رسول اللّه(ص) و طلب استمداد از ایشان و سپس حضور در خانه خدا و اشک ریختن و غباررویی دل و شستن روح و جان در سعی صفا و مروه و قربانی در دیار کریم و حضرت دوست او را در اوج آسمانها به پرواز در آورد و شاید همان جا بود که در قربانگاه اسماعیل و مسلخ عشق با خدای خود عهد بست تا او را نیز چون اسماعیل در راه خود قربانی کند و ذبیح اللّه گرداند این سفر سراسر معنوی تکامل راهی بود که او از ابتدای زندگی آغاز کرده بود و با احرام بستن در این سفر مُحرم شد تا چند سالی بیشتر طول نکشد که مَحرم اسرار خداوندی گردد و در آغوش پروردگارش آرام گیرد. زیارت خانه خدا بیش از پیش در ارتقاء کمالات روحی و معنوی وی تاثیر گذار بود. و او را به خداوند نزدیک ساخته بود

dticf3109znt4ji4croj.gif

چشم به راه امام:

dticf3109znt4ji4croj.gif

پشت سر گذاشتن دوران جوانی، ازدواج، مشرف شدن به خانه خدا و در این زمان که شهید حاج داوود کاملاً به مرز پختگی و تجربه رسیده بود. فریاد های روح منی خمینی و بت شکنی خمینی در جسم و جان او نقش بسته بود چرا که صدای پای امام و انقلاب در کوچه و خیابان احساس می شد و مردم در پیروی از امام خود می رفتند تا با برپایی انقلاب اسلامی همه دنیا را متحیّر و متعجب عظمت و ایمان خود کنند و پرچم اسلام را در ایران به اهتزاز در آورند

پیش از ورود امام به ایران و دوران انقلاب در تمام صحنه های انقلاب حضوری فعال داشت. عشق به امام حسین(ع) و حضرت امام خمینی از او مردی شجاع، صبور و مقاوم ساخته بود. او به اهل بیت(ع) علاقه خاصی داشت و امام را نایب امام زمان(عج) می دانست و بی صبرانه منتظر لحظه تاریخی ورود امام به کشور بود وقتی که اعلام کرده بودند امام می آید از قبل شرینی آماده کرده بود که بین مردم پخش کند و این گونه احساس علاقه خود به امام و خوشحالی خود را ابراز کند لحظه ورود امام با روشن کردن رادیو و جمع کردن مردم جلوی مسجد شادی خود را با آنها تقسیم می کند و به همه شیرینی می دهد و مشت های خود را گره می نماید و با گفتن کلماتی چون امام آمد، محمدیهاش صلوات در مردم شور و شعف خاصی ایجاد می نماید و خود را سرباز امام معرفی می کند.در تمام صحنه کارو زار با میهن اسلامی، مجاهدی غیور و رزم آوری خستگی ناپذیربود.

swl88p717gp2j9nk57p.png

اعزام های ناموفق:

swl88p717gp2j9nk57p.png

پیروزی انقلاب اسلامی ضربه مهلکی بر پیکر استعمار پیر غرب و شرق بود لذا آنها با تحریک یزید روزگار صدام ملعون به میهن اسلامی مان حمله کردند امّا غیور مردانی چون شهید حاج داوود زکی زاده طومار آنان را در هم پیچیدند شهید بزرگوار قبل از شهادت دو مرتبه اقدام به حضور در سنگر جهاد و دفاع نمود امّا موفق به رفتن نمی شد و برای جنگیدن در کردستان هم تا کرمان عزیمت نمود امّا به دلایلی از سفر به کردستان و شرکت در جنگ مهاباد بازماند. او که بسیار ناراحت از اعزام نشدنش به جبهه بود به پسرعموی خود اسماعیل عبدالحسینی که آن زمان عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و برای رفتن مردم به جبهه در روستاها می آمدند و تبلیغ می کردند می گوید: از این به بعد اگر کسی هم بخواهد جبهه بیاید من نمی گذارم. وقتی علّت را می پرسد می گوید من تا به حال دو مرتبه اعزام شدم ولی مرا از کرمان برگردانده اند که با همکاری ایشان در مرتبه سوّم به جبهه های نبرد اعزام می شود.

lg1bocdqgh7fspwnql3.jpg

رسیدن به آرزو و حضور در جبهه:

lg1bocdqgh7fspwnql3.jpg

سوّمین اعزام، رسیدن شهید به آرزویش و رفتن در کربلای خوزستان و رسیدن به قافله شهدای کربلا بود. رفتن جسم نبود. رفتن و پرواز روح شهید و اوج گرفتن درآسمان ها و دل بریدن از خاکیان و دل دادن به افلاکیان بود. پس از ثبت نام در بسیج کوهبنان برای گذراندن یک دوره آموزشی یک ماهه اعزام شد. در این مدت آموزشهای لازم را دید و خود را آماده مبارزه کرده بود پس از اتمام دوره آموزشی برای آخرین دیدار با پدر و مادر و همسر و فرزندان و اقوام و خویشان و همه اهالی ده علی که عمری را در راه خدمت به آنها صرف کرده بود به ده علی آمد. آمدنی برای رفتن و رفتنی برای همیشه.

ماه مبارک رمضان بود و او آن شب آخرین افطاری را سر سفره در کنار همسر و فرزندان صرف می کرد و با نگاه معصومانه اش که به صورت آنها دوخته بود با زبان بی زبانی برای همیشه از آنها خداحافظی می کرد و وعده دیدار به قیامت می داد  روز موعود فرا رسید و آماده رفتن بود و ازهمه خداحافظی کرد و آخر از همه صورت فرزندان و تنها پسرش را بوسید و سفارش مادر را به آنها نمود و وصیّت نمود که اگر شهید شد برایش گریه نکنند تا باعث خوشحالی دشمنان شود. ساکش را به دوش گرفت و قدمهایش را استوار برداشت در حالی که رو به جلو حرکت می کرد گاهی صورتش را به عقب می چرخاند تا برای آخرین بار با همه بخصوص فرزندانش وداع کند و برایشان دست های مهربانش را تکان دهد. و این گونه رفت و رفت و رفت تا از نظرها پنهان شد. او به کوهبنان رفت و به کرمان عزیمت نمود و به اهواز اعزام شد

qk6ambyw3yymyjo2yn.gif

پیوستن به قافله  پروانه ها :

gklaip8svp6jlj3nt0e4.gif

برای دفاع از حریم انقلاب و آرمان های امام و رسیدن به قلّه های عزّت و افتخار به جبهه رفت. همزمان با حضور ایشان در جبهه که مصادف با ماه مبارک رمضان بود عملیات مهم نیروهای سپاه اسلام در حال برنامه ریزی بود. بنابراین سه روز از حضورش در جبهه نگذشته بود که عملیات رمضان در منطقه کوشک آغاز شد و شهید والامقام به عنوان آرپی چی زن در این عملیات طبق آموزش هایی که دیده بود وارد عمل شد. ماه رمضان ماه قبولی بنده در درگاه مقرّب الهی و باز شدن بهشت به روی بندگان خداست. و چه زیبا این لحظه را حاج داوود غنیمت شمرد و در بهشت خدا مسکن گزید. پاسگاه زید در منطقه عملیاتی کوشک شاهد حضور و آخرین نفس های مردی خدایی از بسیجیان حسین زمان خمینی بت شکن بود. جایی که ملائکه خدا بالهای خود را فرش راه بزرگ مردی از شیفتگان و عاشقان و شیعیان علی (ع) و فرزندانش نمودند. چشمانی که برای رسیدن به آسمان به ستاره ها چشمک می زد  و لبی که از ابتدای تولد تا لحظه آخر ذکر خدا داشت و گامهایی که فقط در راه خدا برداشته شده بود و قلبی که یک عمر به عشق خدا و پیامبر خدا(ص) و اهل بیتش و این سالها به عشق امامش تپیده بود و جسمی که دیگر توان تحمّل این دنیای خاکی را نداشت  ناگهان با اصابت تیر دشمن از حرکت می ایستد و مانند سرو  سرود ایستادگی و مقاومت سر می دهد و چهره زیبای فرزندی از فرزندان امام را در خون خویش رنگین می کند.و گلی از گل های بوستان ولایت را پژمرده می سازد. آری تیری که با تقدیر الهی از تفنگ دشمن بعثی رها می شود در قلب شهید حاج داوود زکی زاده جای می گیرد. تا پرستوی جانش را  از قفس دنیا رها سازد و به بهشت خدا کوچ نماید. و آنجا در آشیانه ای جدید منزل و ماوا گزیند.

auk9yrk1aj5qqhyyg0y7.jpg

  آخرین  منزل:

auk9yrk1aj5qqhyyg0y7.jpg

بیست و چهارم تیر ماه 1361شهید حاج داوود زکی زاده منزلی جدید را برای سکونت ابدی بر می گزیند و خانه خود را در کنار حرم مطهر فرزندی از سلاله پاک امامان (امامزاده زیدبن علی-ع-) و بنا بر وصیّت خودش در قبر پدر انتخاب می کند. خبر شهادت او کسی را متعجب نساخت فقط مردم را در مصیبت و غم و اندوهی همیشگی فرو برد چون ایشان قبل از رفتن به جبهه و حتّی در وصیت نامه اش به شهادت خود اشاره کرده بود و همه می دانستند که پاداش الهی چنین مردی خدایی جزء شهادت چیز دیگری نمی تواند باشد. بنابراین پس از اعزام ایشان به جبهه همه خود را برای شنیدن این خبر آماده کرده بودند. قاصدک از راه رسید و کبوتر نامه رسان و پیغام آور در حالی که پرهایش را به خون سرخ آغشته بود خبر از شهادت اسطوره ایمان و اخلاص و شجاعت و شهامت و شهادت داد. و در روز موعود و در ماه مبارک رمضان مردم قدر شناس و مومن ده علی و روستاهای اطراف برای تشییع پیکر پاک  شهید سراسیمه می شتابند و بدن مطهرش را بر دستان خود تا جایگاه ابدیش حمل می کنند و با سردادن شعارهایی با خون سرخ شهید عهد و پیمان می بندند که ادامه دهنده راه سرخش باشند. آن روز ماه رمضان بود امّا تشنگی و گرسنگی معنا نداشت آنچه همه می دیدند و درک می کردند عشق و علاقه، مهر و محبّت و شور و شعور مردمی بود که به پاس خدمات شهید به او اظهار می کردند. و همه او را تا خانه جدیدش همراهی نمودند و با اقامه نماز بر قامت رعنایش او را به آغوش سرد خاک به امانت سپردند. و برای شادی رو حش از خداوند طلب مغفرت نمودند. و با نشستن در کنار قبرش و با نثار فاتحه و صلوات وعده شفاعت قیامت گرفتند. تربت پاکش در حرم امامزاده زیدبن علی(ع) ده علی زیارتگاه عاشقانش و دارالشفای درد مندان گردیده است.

یاد و نامش آکنده از عطر گلهای بهشتی باد.

 jbjabnyremh1onbuvsjq.gif

شادی روح شهید حاج داوود زکی زاده و پدر و مادرش صلوات.

m7nhjlsrzu00cg01v98j.gif


این مطلب در تاریخ: جمعه 02 خرداد 1393 ساعت: 14:41 منتشر شده است
نظرات()

نظرات

این نظر توسط علی اصغر در تاریخ 1393/4/2 و 9:37 دقیقه ارسال شده است

علی اصغر  گفته:

با سلام
خیلی عالی بود دستتان درد نکند


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

» رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 64
کل نظرات کل نظرات : 20
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا تعداد اعضا : 0

آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 42
بازدید دیروز بازدید دیروز : 1
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
آي پي امروز آي پي امروز : 2
آي پي ديروز آي پي ديروز : 0
بازدید هفته بازدید هفته : 89
بازدید ماه بازدید ماه : 348
بازدید سال بازدید سال : 414
بازدید کلی بازدید کلی : 10,530

اطلاعات شما اطلاعات شما
آی پی آی پی : 54.224.103.239
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
تاریخ امروز امروز : جمعه 29 تیر 1397

نظرسنجي

چه مطلبی از شهدا را بیشتر دوست دارید؟




به وبلاگ شهدا چه نمره ای می دهید؟





خبرنامه

براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود